Input string was not in a correct format. آزمایشگاه نوبل
ارگانیک اسیداوری
1397/03/20  
0ديدگاه

ارگانیک اسیدوری که با نام ارگانیک اسیدمی نیز خوانده می‌شود، شامل گروهی از ناهنجاری های ارثی متابولیسم اسیدهای آلی است که در اوایل زندگی بیماری شدید و خطرناک ایجاد می‌کند. این نقائص، متابولیسم واسطه‌ای را در گیر کرده و با تجمع اسیدهای کربوکسیلیک مشخص می‌گردند که با آزمایش گاز کروماتوگرافی - اسپکترومتری جرمیِ ادرار تعیین می‌شوند.

برخی از مبتلایان فقط دچار مشکلات مغزی هستند. مهمترین انواع ارگانیک اسیدوری توسط نقایصی بوجود می‌آیند که با متابولیسم پیچیده اسیدهای آمینه با زنجیره جانبی مرتبط هستند. تفاوت عمده بین بسیاری از ارگانیک اسیدوریها و نقائص اسیدهای آمینه، تجمع متابولیتهای کوآ در دسته اول می‌باشد. نظر به اینکه محل نقص آنزیمی در ارگانیک اسیدوریها از مرحله‌ای که در آن گروه آمینو از دست می‌رود آنقدر دور است که در آنها اسیدهای آمینه تجمع نمی‌یابند، این دسته از بیماریها با روشهای بررسی اسیدهای آمینه قابل کشف نیستند.

آزمون گاز کروماتوگرافی- اسپکترومتری جرمی روش بررسی کمی اسیدهای آلی در ادرار می‌باشد. روش مهم دیگر جهت کشف استرهای کارنیتین اسیدهای آلی، اسپکترومتری پیاپی جرم است. روش اخیر، غربالگری این دسته از بیماریها را در دوره نوزادی امکان‌پذیر می‌سازد. علاوه بر این، گاز کروماتوگرافی - اسپکترومتری جرمی اساس پایش سطوح متابولیتهای مربوطه در فرایند درمان این دسته از بیماریها می‌باشد.

بطور کلی اثرات درمانی وقتی قابل توجه است که غلظت متابولیتهای تجمع یافته در کمترین سطح ممکن حفظ شود که البته بجز در خطاهای ارثی که به درمان با کوفاکتور پاسخ می‌دهند، این غلظت بندرت صفر می‌گردد. بطور معمول سطح متابولیت تجمع یافته در یک حد ثابت حفظ می‌شود و محدودیت بیشتر مصرف متابولیت، منجر به افزایش کاتابولیسم و تجمع بیشتر متابولیت، اختلال در وزن گیری و توازن منفی ازت می‌شود. در اغلب موارد، بررسی اسیدهای آلی با حضور ترکیباتی که از متابولیتهای باکتری‌های روده‌ای تولید می‌شوند، عوامل دارویی، مکملهای غذایی و یا کمبودهای تغذیه‌ای مخدوش می‌گردد. این دسته از بیماریها اغلب با کتوز همراه هستند که با دفع زیاد استواستات و ۳ بتا هیدروکسی بوتیرات مشخص می‌شوند. در صورتی که کتوز شدید باشد، افزایش در دفع ۳ هیدروکسی ایزو والرات، ۳ هیدروکسی ایزوبوتیرات و اسیدهای دی کربوکسیلیک از جمله ترکیبات ۳ هیدروکسی با زنجیره بلند نیز رخ می‌دهد. این الگو ممکن است با نقص آنزیم ۳ هیدروکسی آسیل کوآ دهیدروژناز واجد زنجیره بلند اشتباه شود. اما در مورد اخیر، میزان کتونوری بطور نامتناسب پائین است. کم بودن کتونوری همراه، وجود سایر نقائص اکسیداسیون اسید چرب که با وجود دی کربوکسیلیک اسیدوری پیشنهاد می‌شوند را نیز رد می‌کند.

در نقائص اکسیداسیون اسیدهای چرب، نسبت اسید آدیپیک به اسید ۳ بتا هیدروکسی بوتیریک بیش از ۰٫۵ می‌باشد. علاوه بر این وجود اسید لاکتیک در خون و ادرار هم ممکن است گیج کننده باشد، زیرا افزایش همزمان با این ترکیبات، نه تنها در اسید پیروویک، بلکه در اسیدهای هیدروکسی و کمپلکس کتواسیدهای با زنجیره جانبی نیز همانگونه که در نقائص زیر واحد E3 پیرووات دهیدروژناز دیده می‌شود، مشاهده می‌گردد. عامل مخدوش کننده دیگر این یافته‌ها، متابولیسم باکتریایی در روده می‌باشد که بویژه در سندرمهای سوء جذب اهمیت می‌یابد. در این موارد D اسید لاکتیک یکی از ترکیباتی است که در ادرار یافت می‌شود که جهت تعیین آن بایستی بررسی آنزیمی خاصی صورت گیرد و یا پس از درمان بیمار با نئومایسین خوراکی یا مترونیدازول، ادرار مجدداً بررسی گردد. سایر ترکیباتی که از باکتریهای روده‌ای تولید می‌شوند، شامل متابولیتهای پروپیونات از جمله متیل مالونات و ترکیبات آروماتیک نظیر ۴ هیدروکسی فنیل استات، ۴ هیدروکسی فنیل پیرووات، ۴ هیدروکسی فنیل لاکتات، فنیل استیل گلوتامین، فنیل پروپیونیل گلیسین، گلوتارات، بنزوات و هیپورات هستند.

عفونت باکتریایی سیستم ادراری نیز D اسید لاکتیک تولید کرده و مشخصه این عفونت باکتریایی سیستم ادراری نیز افزایش دفع ۲ اوکسو گلوتارات است. در این موارد سوکسینات و ۳ هیدروکسی پروپیونات هم ممکن است افزایش یابند. مصرف والپروات نیز باعث دفع تعدادی از متابولیتهای آن بصورت اسیدهای آلی از جمله ۳ هیدروکسی ایزووالرات، P هیدروکسی فنیل پیرووات، هگزانوئیل گلیسین، تیگلیل گلیسین، هیدروکسی هگزانوات گلیسین، ایزووالریل گلیسین و انواعی از اسیدهای دی کربوکسیلیک می‌شود.

در شیرخواران دفع اسیدهای دی کربوکسیلیک در ادرار نتیجه مصرف تری گلیسریدهای با زنجیره متوسط است. در این موارد، وجود ۵ هیدروکسی هگزانوات ممکن است به عنوان کلید تشخیص عمل کند، اما سایر اسیدهای دی کربوکسیلیک با زنجیره متوسط، اسید آدیپیک، اسید سوبریک و اسید سباسیک نیز یافت می‌شوند. در کودکانی که ژلاتین مصرف می‌کنند نیز مقادیر زیاد اسید آدیپیک در ادرار دفع می‌شود.

علائم بالینی کلی در ارگانیک اسیدوری

شکل نوزادی

شامل آسیب مغزی متابولیک، خواب آلودگی، مشکلات تغذیه‌ای، از دست دادن آب و الکترولیتها، کاهش تونوس عضلانی تنه، افزایش تونوس عضلانی اندامها، انقباضات میوکلونیک و اختلال در تنظیم سیستم عصبی که منجر به تورم مغزی، اغماء، نارسایی چند سیستم عضوی و بوی غیر معمول می‌شود.

شکل متناوب مزمن

که می‌تواند تا بزرگسالی تظاهر کند شامل حملات راجعه اغماء کتو اسیدوزی، خواب آلودگی، عدم تعادل، علائم عصبی موضعی، استئوپور و سپس اغماء و یا سندرم رای است.

شکل پیشرونده مزمن

شامل اختلال رشد، استفراغ مزمن، بی اشتهایی، پوکی استخوان، کاهش تونوس عضلانی، عقب ماندگی روانی حرکتی و عفونتهای راجعه بخصوص با کاندیدا می‌باشد.

یافته‌های آزمایشگاهی

کتوز یا کتواسیدوز، افزایش لاکتات، افزایش آمونیاک خون، کاهش یا افزایش گلوکز خون، کاهش نوتروفیلها، پلاکتها یا همه انواع سلولهای خونی و کاهش کلسیم خون.

روشهای کلی تشخیص

·        اسیدهای آلی ادرار: وجود متابولیتهای ویژه.

·        بررسی وضعیت کارنیتین

·        بررسی آسیل کارنیتین.

·        بررسیهای آنزیمی.

·        بررسی اسیدهای آمینه پلاسما.

درمانهای کلی در ارگانیک اسیدوری

فاز حاد

خاتمه وضعیت کاتابولیک با انفوزیون گلوکز به میزان بالا، رفع اسیدوز، توقف مصرف پروتئین، حذف سموم، تجویز کارنیتین و سایر موارد.

فاز مزمن و طولانی مدت

رژیم غذایی شامل محدودیت پروتئین، تجویز سایر اسیدهای آمینه (با بررسی دقیق ایزولوسین پلاسما که بایستی بیش از ۲۵ میکرومول در لیتر باشد)، مواد معدنی، ویتامینها، عناصر کمیاب و کارنیتین.

عوارض کلی در ارگانیک اسیدوری

از دست رفتن غلاف میلین، نکروز مغز (بویژه عقده‌های قاعده‌ای)، التهاب کلیه و لوزالمعده، ضایعات پوستی مثل اپیدرمولیز، پوکی استخوان و آسیب عضله قلب.

 

 

الف-طبقه بندی

طبقه بندی بیماریهای متابولیک بسیار متنوع است ولی بطور کلی به سه گروه اصلی تقسیم بندی می شوند:

1-Intoxication type: این گروه از بیماریها مشتمل بر اختلال درمسیرهای متابولیکی واسطه ای میباشند که موجب تجمع  مواد توکسیک ماقبل از بلوک آنزیمی می شوند و شامل آمینو اسیدوپاتی ها، اغلب ارگانیک اسیدمی ها،اختلالات سیکل اوره،بعضی از اختلالات کربوهیدرات مانند گالاکتوزمی و عدم تحمل ارثی فروکتوز، اختلال در متابولیسم فلزات سنگین و پورفیری می باشد.

علائم این گروه، مشابه بوده  و از ابتدا با یک دوره بی علامت وسپس  نشانه های Intoxication مانند استفراغ، لتارژی ، کما، نارسایی کبد و .. تظاهر می نماید. تشخیص این بیماریها با کروماتوگرافی  آمینو اسیدهای پلاسما و ادرار و ارگانیک اسیدهای ادراری ممکن می باشد. اغلب این بیماریها در صورت مداخله به موقع قابل درمان می باشند و پایه درمان آنها رژیم درمانی مناسب است. در موارد حاد نیاز به تجویز کارنیتین، بنزووات و ویتامینها جهت دفع متابولیتهای توکسیک می باشد. نقائص سنتز یا کاتابولیسم نوروترانسمیترها نیز در این گروه طبقه بندی می شوند.

2-Energy deficient type: علائم این گروه از بیماریهای متابولیک ناشی از تولید ناکافی انرژی یا عدم توانایی استفاده از انرژی بواسطه نقص در کبد، میوکارد، عضله یا مغز است. براساس فیزیوپاتولوژی به دو دسته  سیتوپلاسمیک و میتوکندریال تقسیم بندی میشوند. علائم اصلی گروه  سیتوپلاسمیک، معمولا هیپوگلیسمی ( اختلالات گلیکوژنولیز، ا گلوکونئوژنز، هیپرانسولینیسم ) است. اختلال متابولیسم کراتین و مسیر پنتوز نیز در گروه سیتوپلاسمک قرار می گیرند.

 در گروه میتوکندریال (کمبود پیرووات کربوکسیلاز،پیرووات دهیدروژناز، نقص اکسیداسیون اسیدهای چرب،اختلال سیکل کربس و زنجیره تنفسی میتوکندری) لاکتیک اسیدمی علامت غالب است .  این بیماران معمولا با اختلال رشد، هیپوگلیسمی های شدید، لاکتیک اسیدمی، هیپوتونی، میوپاتی، نارسایی قلبی، آریتمی، دیس مورفیسم، مالفورماسیونهای مادرزادی، کلاپس قلبی عروقی و مرگ ناگهانی مراجعه  می نمایند. گروه همراه با هیپوگلیسمی معمولا درمان پذیر است اما برای  گروهی که با لاکتات بالا تظاهر می نمایند،  بجز مواردی از نقائص اکسیداسیون اسیدهای چرب، اغلب درمانی وجود ندارد. 

3-Complex molecule disorders: این گروه با نقص در سنتز یا کاتابولیسم مولکولهای کمپلکس تظاهر می نمایند و علائم آنها عمدتا دائمی، پیشرونده و برخلاف دو گروه قبلی، غیر وابسته به شرایط جسمی و نوع تغذیه بیمار است و نیاز به اقدامات اورژانسی ندارند. تمام اختلالات لیزوزومال، پراکسیزومال، نقائص مادرزادی سنتز کلسترول و اختلال در ترافیک داخل سلولی (مانند نقص مادرزادی گلیکوزیلاسیون مولکولها یا CDG و کمبود (

α1-antitrypsin) در این دسته قرار دارند. 

ب- تظاهرات بالینی و آزمایشگاهی شایع

1-اختلالات نورولوژیک:  تظاهر دو گروه Intoxicationو کمبود انرژی، اغلب با لتارژی و کما می باشد. در گروه Intoxication معمولا یک دوره بی علامت وجود دارد که بسته به نوع اختلال، طول مدت آن متغیر است. پس از یک دوره بی علامت نشانه هایی چون بی اشتهایی، بیحالی و کاهش سطح هوشیاری ظاهر می گردد و بدنبال آن اختلال تنفسی و ریتم قلب،برادیکاردی،هیپوترمی،تغییر تون عضلانی، حرکات غیر ارادی، ترمور ،پرشهای عضلانی، تشنج، اپیستوتونوس و نهایتا کما با تون عضله نرمال یا بالا که مشخصه کمای متابولیک است، پدیدار می شود.

در گروه با کمبود انرژی،  تظاهرات حاد به شدت گروه Intoxication کمتر دیده می شود. لتارژی و کما نادر بوده و جزو علائم اولیه نمی باشد. در اغلب موارد، دوره بی علامت وجود ندارد. هیپرلاکتیک اسیدمی با یا بدون اسیدوز متابولیک بسیار شایع بوده و برای بیمار قابل تحمل است و غالبا در کنار آن علائم کبدی و قلبی نیز مشاهده می گردد.  این گروه  از اختلالات متابولیکی با هیپوتونی ژنرالیزه، اختلالات پیشرونده نورولوژیکی و گاهی دیسمورفیسم و مالفورماسیون  تظاهر می کنند. البته بایستی توجه داشت که  در تمام موارد انسفالوپاتی، متابولیک اسیدوز یا هیپرآمونیومی وجود ندارد، بعنوان مثال در هیپرگلیسینمی غیر کتوتیک، کمبود کوفاکتور مولیبدن یا کمبود سولفیت اکسیداز. بنابر این عدم اسیدوز یا هیپرآمونیومی، رد کننده اختلال متابولیک نیست.

 

2-تشنج : تشنج بصورت ایزوله در بیماریهای متابولیک بسیار نادر است و تنها  در تشنج وابسته به پیریدوکسین،   فولینیک اسید،  بیوتین و سوءجذب مادرزادی منیزیم دیده می شود که همگی درمان پذیر هستند. در حالی که در سایر بیماریهای متابولیک، تشنج اغلب با هیپوگلیسمی ،کاهش سطح هوشیاری و کما همراه می باشد.

3-هیپوتونی: هیپوتونی علامت شایعی می باشد اما به صورت ایزوله در اختلالات متابولیک، نادر است. شدیدترین فرمهای هیپوتونی معمولا در هیپرلاکتیک اسیدمی ها، اختلالات زنجیره تنفسی، اختلالات سیکل اوره، اختلالات پراکسیزومال، کمبود سولفیت اکسیداز و برخی ارگانیک اسیدوریها دیده می شود. 

4- دیسمورفیسم ومالفورماسیونها:برخی از بیماریهای متابولیک با دیسمورفیسم صورت با یا بدون دیسپلازی یا مالفورماسیون تظاهر می کند که معمولا در گروه 2 یا کمبود انرژی ( مانند گلوتاریک اسیدوری تیپ2، کمبود CPT-II، اختلالات زنجیره تنفسی و لاکتیک اسیدمی مادرزادی) دیده می شود یا متعلق به گروه 3 یا اختلال سنتز و کاتابولیسم مولکولهای کمپلکس ( مانند سندروم زلوگر، کندرودیسپلازی نقطه ای، CDG، اختلالات لیزوزومال و نقص سنتز کلسترول) می باشد.

5-  تظاهرات کبدی: به چهار فرم ممکن است دیده شود:

-  هپاتومگالی و هیپوگلیسمی: مانند GSD تیپ 1 و3 ،نقائص گلوکونئوژنز و هیپرانسولینیسم شدید

-  نارسایی کبدی : که بصورت زردی،افزایش ترانس آمینازها،نکروز سلولهای کبدی،هیپوگلیسمی و آسیت تظاهر می نماید. مانند عدم تحمل ارثی فروکتوز، گالاکتوزمی، تیروزینمی تیپ1، هموکروماتوز نوزادی و اختلالات زنجیره تنفسی.

-  زردی کلستاتیک: مانند کمبود α1-antitrypsin، نقائص متابولیسم اسیدهای صفراوی و کلسترول، اختلالات پراکسیزومال، نیمن پیک C، GSD تیپ4 و CDG.

-          هپاتواسپلنومگالی : تظاهر عمده اختلالات لیزوزومال می باشد

 

6-تظاهرات قلبی:کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک  که اغلب همراه با هیپوتونی و ضعف عضلانی می باشد، عمدتا در اختلالات زنجیره تنفسی،نقص اکسیداسیون اسیدهای چرب  و بیماری پمپه دیده میشود. در بعضی انواع CDG، ممکن است نارسایی قلبی ناشی از پریکاردیال افیوژن، تامپوناد یا کاردیومیوپاتی دیده شود. گاهی علائم قلبی تنها بصورت آریتمی یا اختلالات سیستم هدایتی مانند بلوکAVیا بلوک شاخه ای دیده می شود که در نقص اکسیداسیون اسیدهای چرب زنجیره بلند شایع است.

7-هیپرآمونیومی:   انسفالوپاتی حاد، تابلوی اصلی افزایش آمونیاک است و در راس تشخیصهای افتراقی، اختلالات سیکل اوره و ارگانیک اسیدوریها قرار دارند. زمان بروز هیپرآمونیومی کلید تشخیصی در برخی از بیماریهاست. بعنوان مثال در کمبود پیرووات کربوکسیلاز و گلوتاریک اسیدوری تیپ2 ممکن است در 24 ساعت اول، عمر هیپر آمونیومی ظاهر شود. در حالی که در اختلالات سیکل اوره معمولا پس از 24 ساعت اول و بدنبال تغذیه، افزایش آمونیاک مشاهده می شود. بایستی توجه داشت که هیپرآمونیومی مختص بیماریهای متابولیک نبوده، ممکن است در نوزادان نارس، اختلالات ثانویه به صورت آسفیکسی، هرپس مادرزادی و اختلال کارکرد کبد هم دیده شود.

8- اسیدوز متابولیک: یافته شایع  بسیاری از بیماریهای متابولیک است و با افزایش شکاف آنیونی (AG ≥16 ) همراه می باشد. ارگانیک اسیدوری ها و بیماریهای همراه با کمبود انرژی مانند نقص در مسیر متابولیسم  پیرووات  و نقائص زنجیره تنفسی جزو علل اصلی اسیدوز می باشند. سنجش نسبت Redox سیتوپلاسمی با نسبت لاکتات/پیرووات بدست می آید که چنانچه نرمال باشد(25 )، کمبود پیرووات دهیدروژناز یا اختلالات گلوکونئوژنز مطرح است و نسبت بالاتر از 25 به نفع کمبود پیرووات کربوکسیلاز یا نقص زنجیره تنفسی می باشد.

9-هیپو گلیسمی: در اغلب اختلالات متابولیسم پروتئینها،کربوهیدراتها و اسیدهای چرب، کاهش قند خون مشاهده می گردد که در راس آنها به GSD می توان اشاره کرد. وجود یا عدم کتوز به افتراق این بیماریها کمک می نماید. معمولا (و نه همیشه) در اختلالات اکسیداسیون اسیدهای چرب،  هیپوگلیسمی در غیاب کتوز رخ می دهد.

پ-  روشهای تشخیصی

در برخورد با هر بیمار مشکوک به بیماری متابولیک انجام  یک سری از آزمایشات ضروریست که بدین شرح می باشد:

1-تست ادرار: بوی ادرار در برخی از اختلالات می تواند به تشخیص کمک نماید مانند بوی شربت افرا در MSUD یا بوی عرق پا در ایزووالریک اسیدمی و گلوتاریک اسیدوری تیپ2. کتون ادرار یکی دیگر از معیارهاییست که به تشخیص افتراقی کمک می نماید. وجود کتون در ادرار در دوره نوزادی همیشه غیر طبیعی است و در صورت وجود، باید به بیماری متابولیک شک نمود. با تست DNPH، وجود کتواسیدها را در ادرار می توان ثابت نمود که درصورت ابتلا به  MSUD مثبت می شود. وجود مواد احیا کننده در ادرار نیز یکی دیگر از نشانه های وجود بیماری متابولیک است.

2-  تست خون: افزایش یا کاهش قند نشانه شایعی در بیماریهای متابولیک می باشد. اسیدوز متابولیک یکی دیگر از این یافته های شایع است که در کنار سایر نشانه ها می تواند در افتراق انواع بیماریهای متابولیک کمک کننده باشد.  اغلب ناشی از افزایش لاکتات یا سایر اسیدهای آلی غیر طبیعی می باشد. بایستی توجه داشت که نرمال بودن PH، رد کننده افزایش لاکتیک اسید خون  نیست.

در هر کودک مشکوک به بیماری متابولیک بایستی لاکتات و آمونیاک خون اندازه گیری شود. افزایش آمونیاک به تنهایی  در اغلب موارد با آلکالوز متابولیک همراه است و همراهی آن با اسیدوز دال بر وجود ارگانیک اسیدوری است. در هر بیمار با لاکتات بالا، سنجش  پیرووات و اجسام کتونی ( 3-هیدروکسی بوتیرات و استواستات ) پلاسما ضروریست، زیرا نسبت لاکتات/پیرووات و 3-هیدروکسی بوتیرات/استواستات در تشخیص افتراقی علل کمبود انرژی میتواند کمک کننده باشد.

سنجش  تستهای کبدی، اسید اوریک، کلسیم و سلولهای خونی نیز در تمام بیماران لازم است.

3-بررسی CSF در هر بیمار مشکوک به بیماری متابولیک، یکی از اجزای تشخیصی می باشد. در صورت عدم امکانات کافی آزمایشگاهی نمونه CSF را جهت مطالعات تکمیلی بعدی باید در 20-  درجه فریز نمود 

بر اساس اینکه در بررسیهای اولیه آزمایشگاهی فوق، کدام یافته  در بیمار نشانه غالب باشد، بیماریهای متابولیک به 5 زیرگروه دیگر دسته بندی می شوند :

I- کتوز : در گروه Intoxication باید به  MSUD اشاره نمود.

II- کتواسیدوز ( +/- هیپرآمونیومی): در گروه Intoxication، اغلب ارگانیک اسیدوریها در این دسته قرار میگیرند که در بیشتر موارد با هیپرآمونیومی نیز همراهی دارند. در برخی از آنها ممکن است هیپوگلیسمی همراه با اسیدوز غالب باشد که در این موارد معمولا یا  کتوز وجود ندارد یا خفیف است مانند نقص اکسیداسیون اسیدهای چرب که در گروه کمبود انرژی می باشد.

III– اختلالات نورولوژیک گروه کمبود انرژی: علائم این دسته متغیر است اما معمولا بصورت علائم  نورولوژیک می باشد. در اغلب موارد با افزایش لاکتات  همراه است و ممکن است با کتوز همراهی داشته باشد..

IV- اختلالات نورولوژیک گروه Intoxication: این گروه به دو زیرگروه دیگر طبقه بندی می شود:

a    IV:  هیپرآمونیومی بدون کتواسیدوز:  عمدتا شامل اختلالات سیکل اوره است که برخلاف ارگانیک اسیدوریها کتونوری ندارند و تنها با آمونیاک بالا تظاهر می نمایند. در مراحل پیشرفته ممکن است اسیدوز لاکتیک نیز وجود داشته باشد. ممکن است کمبود CPT-II و کمبود آنزیم کارنیتین ترانس لوکاز که جزو اختلالات اکسیداسیون اسیدهای چرب هستند نیز تنها با هیپرآمونیومی تظاهر نموده و با اختلال سیکل اوره اشتباه شوند.

b    IV:  بدون هیپرآمونیومی و بدون کتواسیدوز: مهمترین بیماری های این گروه  شامل هیپرگلیسینمی غیر کتوتیک (NKH)  ،کمبود سولفیت اکسیداز و اختلالات پراکسیزومال می باشند. بعضی از اختلالات زنجیره تنفسی نیز ممکن است تنها با مشکلات نورولوژیک بدون اسیدوز لاکتیک تظاهر نماید. همچنین کمبود نوروترانسمیترها، نقائص مسیر بیوسنتز کلسترول و سندرومهای CDG  نیز در این گروه قرار می گیرند. گاه ممکن است اختلالات اکسیداسیون اسیدهای چرب نیز بدون افزایش آمونیاک و بدون اسیدوز تظاهر نمایند.

V-  هپاتومگالی و نارسایی کبدی: اختلالات متابولیک این گروه نیز بسته به علائم همراه با مشکل کبدی به 4 زیرگروه طبقه بندی می گردند:

   aV-  همراه با هیپوگلیسمی راجعه و اسیدوز: مانندGSD تیپ 1 و 3، فروکتوزمی، اختلال اکسیداسیون اسیدهای چرب

   bV-همراه با زردی، نارسایی کبدی و اسیدوز: گالاکتوزمی، فروکتوزمی، تیروزینمی تیپ 1، هموکروماتوز نوزادی و اختلالات زنجیره تنفسی در این گروه قرار دارند.

   cV- همراه با زردی و بدون اسیدوز: کمبود α1-antitrypsin اختلالات مادرزادی متابولیسم اسیدهای صفراوی و سنتز کلسترول، نیمن پیک C، موالونیک اسیدوری و سندرمهای  CDG

dV-هپاتو اسپلنومگالی  بدون اسیدوز: عمده بیماریها مربوط به ملکولهای کمپلکس در این دسته قرار دارند مانندموکوپلی ساکاریدوزیس، نیمن پیک تیپ A، سیالیدوز تیپ2، بیماری Cell-1، گالاکتوسیالیدوز و سندرومهای CDG

در مجموع علیرغم تمام تمهیدات فوق ممکن است دستیابی به تشخیص قطعی مقدور نباشد یا بیماری پیشرونده بوده و موجب مرگ زودرس بیمار گردد. در این موارد توصیه می شود جهت کمک به خانواده به منظور پیشگیری از تولد مورد مبتلای دیگر، پیش از مرگ یا طی 4 ساعت اول پس از مرگ کودک، نمونه های زیر جهت نیل به تشخیص قطعی و انجام PND گرفته و نگهداری شود :

1-  3 تا 5 سی سی نمونه خون هپارینه که پلاسمای آن جدا و فریز شود.

2-  3 تا 5 سی سی نمونه خون با EDTA در یخچال نگهداری گردد (نبایستی فریز شود).

3-  2 تا 3 قطره خون خشک شده بر روی کاغذ فیلتر یا گاتری.

4-  ادرار استریل فریز شده.

5-بیوپسی پوست در محیط کشت مخصوص برای فیبروبلاست. چنانچه در دسترس نباشد می توان ازمحیط کشت ویرال یا نرمال سالین نیز استفاده نمود. نمونه بایست در شرایط استریل گرفته و در یک محفظه استریل نگهداری شود. نمونه بیوپسی نباید فریز شود.

6-بیوپسی از عضله به حجم 1 سی سی که بایستی بلافاصله در نیتروژن مایع یا یخ خشک فریز گردد تا برای آنزیمولوژی، هیستولوژی و بررسی DNA مورد استفاده قرار گیرد.

7-بیوپسی کبد به میزان 1 سی سی که بایستی بلافاصله در نیتروژن مایع یا یخ خشک فریز گردد تا برای آزمایش آنزیمولوژی استفاده شود.

 


آمار بازدید:
نظرات کاربران  
امتیاز به مطلب:     



کلیه حقوق این وب سایت و محتوای آن متعلق به آزمایشگاه نوبل اصفهان می باشد

طراحی و توسعه واحد فناوری اطلاعات و ارتباطات طراحی و توسعه احسان روشن مهر طراحی و توسعه ارغوان بهرامی